|
(اخلاقی- حقوقی)
|
|
|
|
||||
2. بررسی موضع اسلامموضع اسلام در خصوص مدیریت بر خانواده در آیه 34 سوره مبارکه نساء بیان گردیده است. متن آیه چنین است: « الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِم...». در ادامه، جملات و تعبیرات بکار رفته در آیه فوق مورد بررسی قرار میگیرد. 1-2. الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِبر خلاف نظر کسانی که قوّام در آیه فوق را به ریاست، سلطنت و ولایت معنی نمودهاند، این واژه به معنی ایستادگی و آمادگی دایمی در مراقبت و محافظت از خانواده و اداره آن است. برای این برداشت شواهد قابل اعتمادی وجود دارد: 1. مفهوم لغوی واژه «قوّام»؛ واژه «قوّام» از فعل «قَوَم» و در لغت به معنی محافظت مستمر است. ابن منظور در خصوص مفهوم این واژه مینویسد: «و قد یجییء القیام بمعنی المحافظة و الاصلاح، و منه قوله تعالی: الرجال قوامون علی النساء».[1] 2. کاربرد واژه «قوّام» در آیات دیگر؛ کلمه قوّام علاوه بر آیه مورد بحث، در دو آیه دیگر نیز آمده است. در آیه 135 سوره نساء (كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ) و آیه 8 سوره مائده (كُونُوا قَوَّامِينَ لِلّهِ). کلمه قوّام در این آیات نیز به معنای استمرار در قیام است؛ یعنی: ای مومنان! پیوسته به عدالت یا برای خدا قیام نمایید.[2] بنابراین، اگر چه قیمومیت مردان بر زنان به صورت جمله خبریه بیان شده است، ولی در معنا مانند دو آیه ذکر شده، «انشاء» است. یعنی «یا ایها الرجال کونوا قوامین بالنساء».[3]
2-2. بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْض از این قسمت آیه نکات زیر قابل استنباط است: 1. استعداد بیشتر مرد در مدیریت خانواده کلیت ندارد و به همین دلیل قرآن از عبارت (بعضهم علی بعض) استفاده نموده است. اگر مقصود، برتری مدیریتی تمام مردان بر تمام زنان بود، بایستی گفته میشود: «فضل الله الرجال علی النساء». 2. میان مدیریت مرد و وظایف مدیریتی رابطه وجود دارد، بگونهای که اگر مرد قادر به ایفای وظایف مدیریتی نباشد، زن نیز تحت مدیریت وی نخوهد بود. 3. زن نیز ممکن است توان مدیریت خانواده را داشته باشد ولی اسلام، واگذاری این مسئولیت را به مردِ توانا بلحاظ مصالح زن، خانواده و جامعه انسب دانسته است. 3-2. وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِم 1. میان مسئولیت زوج در اداره خانواده و تکلیف او به انفاق رابطه وجود دارد؛ از این مطلب میتوان نتیجه گرفت. اگر مردی قادر به انفاق نباشد، مدیریت او معنی ندارد. زیرا او در این صورت در مدیریت خانواده بر زن برتری ندارد. درست مانند وقتی که مردی سفیه باشد، که در این صورت بر او قیم نصب میشود و معنی ندارد که وی در این فرض بر همسرش قیمومت داشته باشد. 2. قرآن کریم از میان لوازم قوامیت زوج، مسأله انفاق را ذکر نموده است که جزء تکالیف و مسئولیتهای زوج است نه جزء اختیارات وی. با توجه به آنچه بیان گردید، به نظر میرسد که لحن آیه مبارکه با رویکرد سوم سازگار نمیباشد. آیه مبارکه در صدد بیان مسئولیت مرد در اداره خانواده است و زوجه در این خصوص تکلیفی ندارد. اصولاً اسلام توصیه کرده است کارهای سنگین به زن واگذار نشود و مقررات اسلام نیز بر همین مبنا تنظیم شده است و سیاق روایات ناظر به قضا، حضانت، جهاد و برخی امور عبادی نظیر شرکت در جمعه و جماعت در باره زنان، نفی تکلیف است نه سلب حق. در خصوص مشارکت در اداره خانواده نیز ظاهراً مطلب از همین قبیل است. یعنی زن اگر بخواهد میتواند در اداره خانواده مشارکت نماید ولی تکلیفی در این خصوص ندارد و الزام به مشارکت زن در تامین معیشت خانواده که در حقوق برخی کشورها مشاهده میشود با تعلیمات دینی ناسازگار است. با این رویکرد، اسلام نه تنها به زن ستم نکرده و شأن وی را تنزل نداد، بلکه از وی جانبداری کرده است. با این همه، مطلب نیاز به تحقیق بیشتری دارد که در فرصت مناسب انجام خواهد شد. [1] . لسان العرب، ج5، ص192. [2] . طباطبایی، المیزان، ج5، ص108؛ طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص189. [3] . «روح قیّوم و قوّام بودن، یک وظیفه است و این چنین نیست که قرآن به زن بگوید تو در فرمان مرد هستی، بلکه به مرد میگوید تو سرپرستی زن و منزل را به عهده داری. اگر این آیه به صورت تبیین وظیفه تلقی شود نه اعطای مزیت، آنگاه روشن می شود «الرجال قوامون علی النساء» یعنی «یا ایها الرجال کونوا قوامین»؛ یعنی ای مردها شما به امر خانواده قیام کنید ...؛ جمله «الرجال قوامون علی النساء»، گر چه جمله خبریه است ولی روحش انشا است، یعنی ای مردها شما قوام منزل باشید ...»؛ عبدالله جوادی آملی، زن در آینه جلال و جمال، ص391 و 392.
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 18:30 توسط فرج الله هدایت نیا گنجی
|
|
|||||
|
|||||